تبليغاتX
شاعر کوچه های خلوت شهرhttp://k.domaindlx.com/ashchal/MUsic/PedramMusicMaker.MID



 پيغام مدير

مجید مجیدی
متولد1362
از شهرضا
دیپلم گرافیک
شغل آزاد
از سال 1378 با انجمن های ادبی کار می کنم و مدت 6 ساله به سرودن می پ1ردازم اغلب شعرام غزل و نو می باشد و در زمینه طرح های کوتاه و تصویر هم قلم می زنم .
وبلاگ فوق در مورد شعر ها و طرح های شاعر فوق می باشد برداشت از هر نوع شعر با اجازه شاعر بدون مانع است.

 

گلخونه

هفته چهارم اسفند 1386

هفته چهارم خرداد 1386

هفته دوم فروردین 1386

هفته چهارم اسفند 1385

هفته دوم اسفند 1385

هفته اوّل اسفند 1385

هفته چهارم بهمن 1385

هفته سوم اردیبهشت 1385

هفته دوم اردیبهشت 1385

هفته اوّل اردیبهشت 1385

هفته اوّل فروردین 1385

هفته چهارم اسفند 1384

هفته چهارم آذر 1384

هفته دوم آذر 1384

هفته چهارم آبان 1384

هفته سوم آبان 1384

هفته دوم آبان 1384

هفته اوّل آبان 1384

هفته چهارم مهر 1384

هفته سوم مهر 1384

هفته دوم مهر 1384

هفته اوّل مهر 1384

هفته چهارم شهریور 1384

هفته سوم شهریور 1384

هفته اوّل شهریور 1384

هفته چهارم مرداد 1384

هفته سوم مرداد 1384

هفته اوّل مرداد 1384

هفته چهارم تیر 1384

هفته سوم تیر 1384

هفته دوم تیر 1384


لینک دوستان


.:: قالب های رایگان ::.

سعید بیابانکی

محمد کاظم کاظمی

سایت کلاغ

غزل معاصر

عبدالصابر کاکایی

یک جرعه غزل(نغمه مستشار نظامی)

ترنم مردی از کویر(مسلم فدایی)

تشنه تر از سراب (زینب چغادی)

سارا شعر(محمد حسین بهرامیان)

مزگان بانو

هزار اسم قلم خورده (مهدی فرجی)

برگ های سبز سبز (وبلاگ طرح و تصویر مجید مجیدی)

عشق علیه السلام(قزوه)

خیس در سکانس صفر(علی یاری)

بارون (هاشم کرونی)

ghasedak sokhte(ehsan pars

ghazale emroz

shaerane

rohe jahanamy

shere rooz

porodos


نظر سنجي


لوگوی وبلاگ

  Your Logo Here


آمار وبلاگ


رهگذران كوچه :
کاربران آنلاين :


موسیقی


E:\IMAN\AVALIN_NEGAH


یک تکه کوتاه ازنجمه زارع

خبر به دورترین نقطه جهان برسد

نخواست او به من خسته بی گمان برسد

شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت

کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد 



نوشته شده توسط مجید مجیدی در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 12:19

لينک ثابت ||

پسران آدم و دختران حوا(از گذشته هایی نه چندان دور)

 

نگاه مي كنم خيره به پسران آدم

كه دوشادوش پا به پاي دختران حوا

بر رد پاي عبور

مي رقصند

و با عقابانه ترين نگاه ها

هزار حوا را در آدم گم

و هزار آدم را حوايي مي كنند

به خنده به شرم به...

۲/۸۴



نوشته شده توسط مجید مجیدی در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 17:15

لينک ثابت ||

بی نام

بعضی وقت ها

آن قدر در نداشته هایمان  گم شده ایم

که داشته هایمان سیاه شده اند

و شاعری چیزی نیست

جز دوست دارم

و

کسی که غایب است

و همیشه لب های شاعر

خالی است از یک بوسه سرخ

و یقه پیراهنش

سر ریز از خط جنون

با پایی که می گرید راه را

و دستی که می لرزد

تا خط باشد

شعر را

رویا را.

۱۲/۸۵



نوشته شده توسط مجید مجیدی در پنجشنبه نهم فروردین 1386 و ساعت 20:32

لينک ثابت ||

جمشیدیه)2(

ایستاده یا نایستاده

باید خیره باشی

به ستون هایی که امسال هم

یکی از آنها کم شده است

تخت جمشید

اما حقیقت

تخت بی جمشید

که زیر سایه ستون هایش

چشمهایی طماع و جستجو گر

به دنبال رسیدن به سکه ای از جمشید و پرویزند.

۱۲/۸۵



نوشته شده توسط مجید مجیدی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 10:7

لينک ثابت ||

چند تکه ورباعی و...

تصویر تو را همیشه یک ماه کشید

یک جفت نگاهٍ با تو همراه کشید

وقتی که تمام زندگی را فهمید

در لحظه رفتنت فقط آه کشید

**********************

و این هم یک شعر از یک استاد و جواب من:

از استادکریم رجب زاده:

دهان باز کنی قلاب ها به صلابه ات می کشند

هی ماهی جان دریا را فراموش کن

که فردا حسرت همین رودخانه ام بر دلت می ماند.

 

اما جواب من:

مهم نیست دهان باز کنی یا نه

این روزها هر کجا نگاه کنی

 قلابی افتاده

و انجا که قلابی نیست طوری گسترده

هی شاعر

می نویسی دریا را فراموش کن

آخر دریا و رودخانه هم قبیله اند دست در دست هم

نه شاعر ما کنار همین قلاب ها بزرگ شده ایم

وبا همین قلاب ها رهسپاریم

یا امروز یا فردا

این است قانون روزگار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 



نوشته شده توسط مجید مجیدی در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 9:57

لينک ثابت ||

.......................................کفففففففففففررررررررررر.....................

خدا کف می زند تندیس جان می گیرد وآدم

به فکر این که این دنیا دگر چیزی ندارد کم

و آدم سجده بر هوا خدا هم آه می گوید

عجب ماری درون آستین خویش پروردم

و این هم یک تکه کوتاه از یکی از......

پسری کیف زنی را قاپید

توی کیف را کاوید

و به چیزی نرسید

روژ لب را برداشت

روی دیوار نوشت

پز زن عالی بود

کیف زن خالی بود



نوشته شده توسط مجید مجیدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 11:22

لينک ثابت ||

پوزش

امروز بعد از ۹ماه به روز شدم اینم یک رباعی تقدیم به دوستان

در دفتر شعرهای شور انگیزم

از سرد ترین خاطره ها لبریزم

تو سبز ترین شکوفه در قافیه ها

من زرد ترین قافیه ام پاییزم



نوشته شده توسط مجید مجیدی در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 و ساعت 10:24

لينک ثابت ||

از مجموعه بانو دریا

بانوی دریا

ماهیگیران طور انداخته اند به دریا

و من بر سر تو

هر دو صید کرده ایم

آنهاماهی ها را و من تو را عشق را



نوشته شده توسط مجید مجیدی در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:32

لينک ثابت ||

بی نام

خواهرم

چقدر قشنگ سیب می خورد

مثل حوا که یک گاز بیشتر نزد.



نوشته شده توسط مجید مجیدی در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:52

لينک ثابت ||

طرح کوتاه

دفتر شعر هایم سنگین شده است

باید شعر وزن دار ننویسم.



نوشته شده توسط مجید مجیدی در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:34

لينک ثابت ||

سیب تو

تو سیب سرخی و برای من رسیده

بر شاخه ای جامانده و هرگز نچیده

بانو قبولم کن که بی شک عاشقانه

چشمم برای چیدنت نقشه کشیده



نوشته شده توسط مجید مجیدی در یکشنبه ششم فروردین 1385 و ساعت 10:34

لينک ثابت ||

بی نام

نیلی چشمان تو را من دوست دارم

با نی نی آوازهایش بی قرارم

آرام می خوابم کنار واژه هایم

شعر خودم را دست چشمت می سپارم

 



نوشته شده توسط مجید مجیدی در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 و ساعت 12:39

لينک ثابت ||

مقام

مقامي است

بزرگ بزرگ برف را

كه هميشه در پيشگاه

آسمان و زمين

رو سپيد رو سپيد است.

۷/۸۴

 

 



نوشته شده توسط مجید مجیدی در جمعه بیست و پنجم آذر 1384 و ساعت 17:57

لينک ثابت ||

من و چشم هایت(این شعر از گذشته هایی نزدیک است)

امروز با یک شعر تکراری

منُ چشمان گیرای تو زیبا

می نویسم

مصراع اول را

نه خط خطی می کنم

منُ چشمان....

می مانم چه بنویسم

که مثل نگاهت برقصد

آبی آبی

منُ چشمان....

نه بهتر است منُ چشم هایت تنها باشیم.

۷/۸۴



نوشته شده توسط مجید مجیدی در جمعه بیست و پنجم آذر 1384 و ساعت 17:50

لينک ثابت ||

(لحظه بدرود

زن سوار می شود کوپه شماره بیست

پشت پنجره ببین روبروی او کسی است

می رود به دور دست دور از خودش و من

بعد از او کنار من جز سکوت کسی که نیست

هو و هو قطار رفت لا به لای سایه ها

دستهای بدرقه چشم هایمان گریست

هر دو نیمه ای زهم پاره ای زیکدگر

لحظه خدا فظی قلب هایمان یکی است

***

آه قطار می رود پشت جاده غروب

یک صدا درون من رفته او دگر نایست

۴/۸۴



نوشته شده توسط مجید مجیدی در جمعه یازدهم آذر 1384 و ساعت 9:56

لينک ثابت ||

تركيب من وتو

تو خيره به

چشم هاي آبي من

و من

به لب هاي قرمز تو

عشق

تركيب بين من و توست

بنفش....۸۴



نوشته شده توسط مجید مجیدی در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384 و ساعت 19:35

لينک ثابت ||

طرح كوتاه 01

چگونه وسوسه نشوم

به چيدني

كه تو

حوايي

و من آدم

محكوم چيدن سيب...۸۴



نوشته شده توسط مجید مجیدی در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384 و ساعت 19:31

لينک ثابت ||

کرانه چشم هایم

چشم هایم کرانه آبی دریاست

که تو

با قایق رویاییت

به هر موج پلک زدنم

به دل می نشینی.

۷/۸۴



نوشته شده توسط مجید مجیدی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 16:23

لينک ثابت ||

حادثه تازه(یک دو بیت)

تمام حادثه اینک دو استخوان پیکر

و تکه های لباس و پلاک و انگشتر

تمام حادثه آری دوباره آمدنت

به استجابت اشک دعای یک مادر



نوشته شده توسط مجید مجیدی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 16:21

لينک ثابت ||

بهشت در کنار تو

کشید و رفت

باد روسریت را

من دویدم به دنبال باد

و باد به دنبال من

من گم شدم لا به لای موهایت

و تو با سیب های سرخ گونه ات

خندیدی به من

آری

مرا وسوسه ای نیست در سر

به چیدن

دلخوشم به وعده بهشت فردا

شاید کنار تو.

۷/۸۴



نوشته شده توسط مجید مجیدی در شنبه چهاردهم آبان 1384 و ساعت 18:36

لينک ثابت ||

تصویر(1)

زرد شد

سیب مانده به درخت

از ترس افتادن.



نوشته شده توسط مجید مجیدی در جمعه ششم آبان 1384 و ساعت 22:35

لينک ثابت ||

فصل سکوت

 

فصل سکوت دوباره نشستن لب نگاه

از لحظه ها گذشتن و صد ها هزار آه

يک آسمان ستاره و اينجا شبی غريب

صد کهکشان نشسته برای عروج ماه

یک پنجره درخت و تنها صدای باد

تنها درخت نشسته در اين سايه سياه

***

تنها صدا صدای شکستن ز برگ ها

گم می شود برای هميشه به نيمه راه

***

يک پنجره ميان سکوتی هميشه سرد

يک فصل سرد برای هميشه لب نگاه



نوشته شده توسط مجید مجیدی در دوشنبه دوم آبان 1384 و ساعت 21:12

لينک ثابت ||

روح غزل

 

امشب منُ سکوتُ غزل استخاره ها

دل می دهم غزل به غزل تا ستاره ها

بر لحظه ها هجوم نگاهی هميشه تيز

با چشم تر دويده ميان نظاره ها

در کوچه ها هميشه به دنبال ديدنت

تا نا کجا برای رسيدن به چاره ها

اين قصه هم دوباره به تکرار می رسد

هی خط به خط برای هميشه دوباره ها

***

فردا ولی به دست اهالی نمی رسد

خاکستری که مانده از اين تکه پاره ها

مجيدی/۸۲



نوشته شده توسط مجید مجیدی در دوشنبه دوم آبان 1384 و ساعت 21:11

لينک ثابت ||

خيال

 

اتاقُ صندلی حجم سکوتُ جای خالی

شکست لحظه ها افسوس های خسته حالی

برای ديده ها عابر نه اما سايه ای دور

برای لحظه ها اما دگر هرگز مجالی

ميان پنجره گلدان و تنها شاخه عشق

سقوط قلب ها در دستهای خشک سالی

***

زمان چرخيد تنهايی سکوتُ جای خالی

دوباره صندلی يک پنجره عکس خيالی

مجيدی/۸۲



نوشته شده توسط مجید مجیدی در دوشنبه دوم آبان 1384 و ساعت 21:9

لينک ثابت ||

تنهای تنها(به پيشواز غزل سنگ تمام سعيد بيابانکی)

 

 امشب که بی تو تنها شيدا و بی قرارم

دستی نبُد که دستم در دست او گذارم

تا بال می زنم من در آسمان رويا

يک کهکشان ستاره تا ماه می شمارم

تن پوشی از شکستن بر سايه پوش چشمم

تا قطره قطره امشب باران غم ببارم

از برگ برگ جانم اينک چه مانده باقي

بر چرخ های پاييز تا نقطه چين سوارم

***

ديشب به قاب چشمم زلفی شکسته ديدم

امشب منُ دو چشمم با سايه هم قطارم

((گفتی که خوابُ مستی آرامشی است يکدست))

من پلک روی پلکم بی تو نمی گذارم

***

امشب شبی غريب است  تا صبح ليله القدر

هی خانه خانه امشب تقويم می شمارم

مرداد۸۳



نوشته شده توسط مجید مجیدی در جمعه بیست و نهم مهر 1384 و ساعت 20:55

لينک ثابت ||



 

شناسنامه وبلاگ

خونه
اتاق نامه ها
این سایت را خانه خود کنید
اضافه به علاقه مندی ها

مدير وبلاگ


مطالب گذشته


جستجو








Powered by WebGozar

خبرنامه


.:: برای دریافت کد خبرنامه اینجا کلیک کنید ::.


تالار گفتمان


.:: برای دریافت کد تابلوی گفتمان اینجا کلیک کنید ::.


طراح قالب


طراح قالب : گربه جاسوس
ترجمه و ویرایش قالب :
مهدی کریمی

 





http://sherane.blogfa.com